کتاب اگر بمانم

اثر گیل فورمن از انتشارات هیرمند - مترجم: مهرآیین اخوت-ادبیات نوجوان

میا هیچ خاطره‌ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می‌آوَرد: بدنِ آسیب‌دیده و غرق در خونِ خود را می‌بیند، می‌بیند که او را سوار آمبولانس می‌کنند، خانواده‌اش را هم می‌بیند که…
اندک‌اندک باید خود را بازبیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی‌اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی. مهم‌تر از همه آن‌که می‌فهمد خودِ او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی‌شک دل خواننده را به درد می‌آوَرَد اما شاید نگاهِ ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد.


خرید کتاب اگر بمانم
جستجوی کتاب اگر بمانم در گودریدز

معرفی کتاب اگر بمانم از نگاه کاربران
در حال حاضر خالی بودن آن، جایی که چشمهای شما نوربوت را که خیلی زود بود، انجام داد، آخرین شب Carpe Diem بود، درست است؟ روزه گرفتن YOLO و بسیاری دیگر از این دسته بندی ها. من هرگز به این نوع اظهارات متصل نیستم. حتی کمی. برای من، زندگی در یک مکان نسبتا ساده تر ادامه دارد. پشت سر گذاشت و عجله نداشت. \"من همیشه می توانم این را تا فردا یا بعدا انتخاب کنم، به خودم اغراق می کنم. منظورم این است که مفهوم را درک می کنم، اما هرگز به خانه نمی رسم، فقط در یک روز، یک ساعت، یک دقیقه یا یک لحظه، تمام عمر شما می تواند تغییر کند بنابراین غیرقابل برگشت است که هیچ بازگشتی وجود ندارد. شما نمیتوانید خودتان را از طریق هر شرایطی کار کنید. گاهی اوقات چیزها فقط پایان می یابند و همین! به همین دلیل است که زندگی روزمره و لذت بردن از روزمرگی بسیار مهم است. شما نمی دانید اگر همه چیز باقی خواهد ماند، طلوع آفتاب بعدی خواهد بود. (مشاهده اسپویلر) [آنها می گویند زندگی خود را قبل از شما در آخرین لحظه چشمک می زند. (پنهان کردن اسپویلر)] همیشه به عنوان شاعرانه فکر کرده اید. شما بزرگترین نمایش های خود را دوباره زنده می کنید. دوباره به بالا و پایین خود بروید. لبخند بر لحظات شاد و غمگین بودن آن ها غمگین است. راه کامل برای پایان دادن به مسائل این کتاب در مورد آن است. هر کتابی که در اولین شخص POV نوشته شده است، برای من شخصا منفی است. از آنجا بیرون، به نوبه خود با داستان داستان و کلمات آنها سازگار است. این یکی از مواردی است که بیشتر به دلیل صعود به رده خوب انجام می شود اما در حوزه های عالی از بین نمی رود. با تشکر از یک دیوانه برای توصیه این به من. من از آن لذت می برم اما احتمالا فقط به اندازه او نیست. من خودم متاسفم. داستان خودش خیلی قاطعانه است و در کتاب زیاد اتفاق نمی افتد به جز برای راه اندازی مرحله دوم کتاب. اما نوشتن بسیار روان و آرام است. من دوست داشتم که چگونه داستان در حال حرکت رو به جلو است در حالی که گذشته در بیت و قطعات کامل ریز ریز شده است. شخصیت ها عمدتا به خوبی انجام می شود، اما به اندازه کافی به اندازه کافی برای پیوستن به آنها نیست. اما در بخش های مختلف خوب است. واقعا خوب است. برای خواندن خوب و سریع به شما می بخشد. من قطعا کتاب دوم کتاب bcz را بخوانم امیدوارم برای آن بهتر شود. به طور کلی، هرچند، احساس می کنم که داستان پتانسیل بسیار بالایی دارد و فقط به آن نرسیده است. من شخصا احساس می کنم که پیچ و تاب های بزرگتر می آیند خیلی سریع و در نتیجه آن قدرت را در پانچ خود از دست می دهد. این یک طرح است که می تواند روده شما را تشخیص دهد و درد دل شما را برطرف کند و فقط برای من حاشیه ای است. راه آن شروع شد، احساس کردم که این کتاب کمی کوچک است، اگر نه زیاد. اما آن را انجام نداد. اساسا، من احساس می کنم این کتاب در واقع \"Cute\" است و مشکل واقعی است. شاید من فقط یک خیمه سرد و بی ادب هستم! ما ممکن است هرگز بدانیم خب، چی بود؟ این چه صدایی است که من می شنوم؟ فقط طول عمر من است، آن را از سر من می سوزانم و وقتی نگاه می کنم، همه چیز به نظر کوچکتر از زندگی می رسد. راه آن بسیار طولانی است، از آخرین شب نو نو هر لحظه ای که گذشت، هر لحظه ای رفته ای، فکر می کنم که متوجه خواهی شد، فکر می کنم شما تعجب می کنید که چه اتفاقی بیفتد، انتخاب نمی کنید، اما من از مبارزه بیرون می آیم و این تصمیم خیلی طولانی بود پیش، شب گذشته بود

مشاهده لینک اصلی
ugh فقط لعنتی ugh هیچ وقت از این کتاب لذت نمی برم اگر این روشن نیست. این نوع داستان عاشقانه ای است که باعث می شود چشمانتان را رول کنید و بروید: این عجیب و غریب مضحک است، شما نیز ممکن است یک خون آشام داشته باشید. من واقعا دوست ندارم در مورد همه گناهان دیگر مراقب باشم اگر در تختخواب بیمارستان بمیرید باید وجود داشته باشد چیزی جالب تر از این است که فکر کنم پسرم دوست پسر من خیلی گرم است و وقتی این کار را انجام دادیم مثل یک ادم کودن و احمق با اینکه من یک جنون احمقانه خودخواه بودم، باعث شد که او یک نوع عجیب و غریب باشد و او می شود که من فقط می ترسم هیچ کس مرا دوست ندارد حتی اگر زندگی من کامل باشد. این کتاب من را آرزو می کرد تا پرتاب کند و مسائل را به وجود آورد ... به خوبی به مسائل مهم آن حتی حتی خوب نوشته نشد.

مشاهده لینک اصلی
\"گاهی اوقات شما در زندگی خود انتخاب می کنید و گاهی اوقات انتخاب ها را انجام می دهید.\"\nخب، طرح اصلی همه توانایی های احمقانه و بی معنی بود، اما این مورد نیست. گایل فورمن توانست همه جزئیات مرگ را ضبط کند. به ما تجربه کامل می دهد و گاهی اوقات احساس غربت می کنم که در بالش من مانند ده ساله غرق شدم. من شگفت زده می شود نویسنده می تواند این نوع از کتاب را با توجه به اینکه چگونه آسان می تواند تبدیل به یک شوخی کامل است. اما همه اینها خیلی باهم مسالمت آمیز بود و فلسفه ها با مرگ او مرتبط بود؛ در بعضی موارد، احساس کردم که من یکی از مرگ هستم و مجبور بودم انتخاب کنم؛ اقامت یا مرگ؟ من این کتاب را با هر قیمتی از قلب من دوست دارم. کاراکترها خاص بودند. من این واقعیت را دوست داشتم، هر دو قهرمان ما، و نه تنها، با موسیقی جذب شدند، هر کدام به شیوه ای متفاوت بودند. من دوست داشتم که موسیقی چگونه اینقدر هنرمندانه باشد و راه خوبی برای اجازه دادن احساسات و احساسات از روحشان بود. من همیشه موسیقی را دوست داشتم اجازه دهید صادقانه باشد. چه کسی نیست؟ راک، پاپ، فلز، کلاسیک، جاز. همه چيز. من می توانم به هر چیزی گوش فرا دهم و به همان اندازه شاد باشم، زیرا در پایان روز تمام موسیقی و هر سبک خاصی در راه خود دارد. مایا و آمپر؛ آدم یک زن و شوهر بسیار هنری و واقع گرایانه است. چیزهایی که همیشه آسان نیست و من دوست دارم که این کتاب را به تصویر بکشد. این همه رنگین کمان و آب نبات نیست، چیزهایی هستند که زوج ها، حتی جوانترها، همواره نمی توانند کار کنند و فقط به این دلیل که متفاوت هستند، به این معنا نیست که آنها با هم تعلق ندارند. مایا انتخابی دشوار برای انجام دادن و انجام داد. اگر او درست خودش را انجام دهد، بعدا به خوبی یاد بگیرید. شاید.

مشاهده لینک اصلی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 5 ستاره های جالب توجه. از آن زمان تا کنون از زمانی که من آخرین بار گریه کردم خیلی خواندن کتاب. من فقط به 20 صفحه رسیده بودم و اشک هایم در حال جریان بود. این کتاب واقعا من را به فکر زندگی و خانواده من و آنچه که من می توانم انجام دهم اگر من تا به حال به یک وضعیت دلهره آور مانند میا رسید. من وقتی که سعی می کنم تصور کنم والدینم و برادر من را از دست بدهم، حتی وقتی که می دانم که روزی یک بار اتفاق می افتد، می فهمم. مایا چنین شخص قوی ای است و همه ی این فورمت های لحظات شاد و ناراحت کننده را تحمل می کند، او، خانواده و دوستانش! این تمام داستان را درست کرد که خیلی واقعی بود و آن را وحشت زده کرد. همچنین، من کاملا در عاشق آدم و از عواقب در POV او، من نیاز به خواندن آن آسپ! من یک چیز بد نیست که در مورد این کتاب می گویند و چون من هنوز فیلم دیده ام، من واقعا هیجان زده به تماشای آن را در حال حاضر!

مشاهده لینک اصلی
شما می توانید این بررسی را در وبلاگ من بخوانید: https: //makingdaysbetter.wordpress.co...I این کتاب را در ماه دسامبر با دوستان من از Goodreads Madaline خوانده ام: اولین چیزی که باید بگویم این است که این کتاب چیزی شبیه گرگ و میش نیست، مانند کتاب پوشش می دهد: P اگر من ماندن بود کتاب منفرد بود، من آن را خیلی دوست داشتم، زیرا او دارای یک داستان واقعی و شخصیت اصلی مایا شگفت انگیز بود: D چیز دیگری بود که این کتاب بسیار کوتاه است و همه چیز به پایان رسید واقعا خوب؛ میا فقط یک دختر باور نکردنی بود و دوست بزرگ، با استعداد با ویولنسل و همچنین یک دوست دختر شیرین: DI احساس بسیار برای او متاسف بود زیرا تصمیم به کار او خیلی سخت بود و اگر به من اتفاق می افتد من نمی مطمئن هستم که Id انجام می دهد: / در پایان من فکر می کنم او تصمیم درست گرفته است و من خوشحالم که او تصمیم گرفت که:) شخصیت های مورد علاقه من بهترین دوست مایس بود، کیم، و میاز پدربزرگ: D کیم بود بسیار مفید و دوست بسیار خوبی \u0026 lt؛ 3 Id با دوستی شادباشید: P و مایاس پدربزرگ حامی باور نکردنی بود، من گریه کردم صحنه او به میا گفت چگونه او احساس می کند: (یک مرد قابل تحسین 3L مانند عاشقانه بسیار، آدم و میا ساخته شده زن و شوهر بزرگ به جز زمانی که آنها را از اسرار یکدیگر: / برای من آدم خوب بود و دوست پسر خوب \u0026 lt؛ 3 در فیلم من کاملا مخالف فکر کردم، بنابراین اگر فیلم را دیدید و هنوز کتاب را مطالعه نکرده بودم، می خواهم به شما بگویم که آدم در این کتاب خیلی بهتر است: / این کتاب دیگری است که من را گریه کرد: PI من فکر می کنم سخت ترین در صحنه پدربزرگ گریه کردم اما لحظه ای دیگر واقعا سخت بود وقتی که می دانستیم چه اتفاقی برای تددی افتاده است: (اگر من باشم، کتابی واقعا در حال حرکت است و با مشکلات زیادی همراه است که برای من سخت است این به همین دلیل است که من با این کتاب گریه کردم :)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


 کتاب ستاره ها را بشمار
 کتاب آبشار یخ
 کتاب داستان های خوب برای پسران بلند پرواز
 کتاب من غیرقانونی
 کتاب ما دروغگو بودیم
 کتاب حفره