کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره

اثر جی. آر. آر. تالکین از انتشارات روزنه - مترجم: رضا علیزاده-ادبیات نوجوان

اما هابیت یعنی چه؟ هابیت‌ها مردم کوچکی هستند، کوچک‌تر از دورف‌ها، عاشق صلح و آرامش و زمین‌های زراعی خوب‌اند. از ماشین بدشان می‌آید، اما ابزار را ماهرانه به کار می‌برند. چالاک‌اند، اما دوست ندارند عجله کنند. چشم و گوش‌شان تیز است. خیلی زود چاق می‌شوند. لباس‌های به رنگ روشن می‌پوشند، اما خیلی کم کفش به پا می‌کنند. داستان این موجودات دلچسب است. داستانی به خودی خود کامل، اما پر از نشانه‌هایی که خبر از آینده می‌دهند. این کتاب روایت ماجراهای‌ بیل‌بو بگینز، همان هابیت سفر کرده و سرگردان است که حلقه یگانه قدرت را پیدا می‌کند (و بعضی‌ها می‌گویند دزدید) و با خود به شایر آورد؛


خرید کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره
جستجوی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره در گودریدز

معرفی کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره از نگاه کاربران
در یک سوراخ در زمین یک هابیت زندگی می کرد.\nکتاب ها در زمان و مکان وجود دارد و تجربه ما از آنها با زمان و مکان خاصی که ما با آنها مواجه هستیم تحت تاثیر قرار می گیرند. گاهی اوقات یک کتاب الهام بخش یا الهام بخش می تواند مسیر زندگی ای را که به اشتباه اشتباه گرفته است، تغییر دهد. گاهی اوقات یک کتاب که در اوایل کشف شده است می تواند بخشی از پایه ای که ما هست تشکیل شود. یا دیر کشف شده است، می تواند بینش را در سفر ما که تا به امروز گرفته شده است، ارائه دهد. گاهی اوقات یک کتاب فقط یک کتاب است اما نه هابیت نه برای من. در ژانویه سال 2013، نسخه پیشین من 40 ساله را پیش بینی کرد تا پیش از فیلم پت جکسون منتشر شود. این یک کتاب قابل توجه است که سنگین است نه تنها با جرم ذاتی آن بلکه برای وزن انجمن ها، رسوب زمان. این کتاب به ویژه چاپی سخت در سال 1973 منتشر شده است، چرمی را در یک لغزنده، غنیمت عشق جدید از آن دوران. کتاب، در حالی که قربانی برخی از ترک های داخلی داخلی (ما همه؟) هنوز هم در شکل مناسب و معقول، بر خلاف رابطه طولانی از بین رفته است. تعجب آور نیست. من این داستان را شش بار خواندم و دوباره با این حجم ویژه پنج بار خوانده ام. هابیت اولین بار در سال های 1965 یا 66 به من توجه کرد. من پس از آن یک زیردریایی دبیرستان بودم و چشم هایم در مدرسه به آن کشیده شد نمایشگاه کتاب. این احتمالا مناسبت ایده آل برای من بود، برای به دست آوردن مقدمه ای برای تولکر. نه چندان دور به سن بلوغ و قدردانی از واقعیت جهان است که ظرفیت من برای تعجب کودک را کاملا خسته کرده است. این چیزی است که باید به خواندن این کتاب، باز بودن و بی گناهی آورد. Tolkien یک گام به سمت کنار من بود، همانطور که من طرفدار داستان علمی تخیلی آن و دوره های قبلی بودم. البته، البته، یک دارو دروازه برای اعتیاد بزرگتر LOTR، هنوز مورد علاقه من در تمام دوران است. ممکن است فکر کنید که نگاه دوباره به این کتاب با چشمان قدیمی و خسته کننده، ممکن است بینش جدیدی به شما بدهد. بعد از همه، من هزاران کتاب را به طور صریح خوانده ام و حداقل یک ظرفیت انتقادی را به دست آورده ام. و بله، چیزهایی که من متوجه می شوم وجود دارد که احتمالا گذشته را پشت سر گذاشته اند. مطمئنا مشخص می شود که پس از آن یکی را بررسی می کند. در حالی که من برای اولین بار این کتاب را به عنوان یک مدرسه عالی به عنوان خوانده شده، آن را دوباره خواندن، زمانی که من با این حجم زیبا داده شد، در بیست سالگی من. این دو قرائت را می سازد. اما بیشتر خواهد بود من به یاد آوردن خواندن کتاب با صدای بلند در حالی که نشسته در صندلی تخت خواب پسرانم. و بله، هر یک از شخصیت های اصلی با صدای متمایز تحویل داده شد. من برای گاندالف خیلی عمیق رفتم من مبهم به یاد می آورم که کوتوله های اسکاتلندی را ترک می کنند. بیلبو قطعا تنور بود. گولوم من به طرز چشمگیری شبیه صدای آنی است که توسط اندی سرکیسسس ساخته شده است. (خویشتن را در پشت) البته پسر من آخرین کسی نبود که به جمع آوری برسد. چند سال بعد یک دختر و تئاتر بالایی وجود داشت. کمی بعد از آن یک مبارزه بود. زندگی خیلی سخت بود اغلب ناخن ها از بین می روند. خواب کوتاه بود. و چندین بار وقتی که چشم هایم را قبل از این از گینسنپ کوچکم دیدم، وجود داشت. اما خواندن آن را چهارمین بار، کسی نمیتوانست کمک کند اما متوجه نبودن یک زن قابل توجه شد. چه کسی ممکن است دختر من با این موضوع ارتباط داشته باشد؟ قطعا ممکن است افراد با شخصیت های جنسیتی دیگر شناسایی شوند، اما فقدان قریب به اتفاق نمایندگان زنان متقاعد شد. به هر حال من موفق به نگه داشتن چشم هایم به اندازه کافی بلند شدم تا بتوانم جلوی آن را بگیرم اما حزب هنوز کامل نشده است. یک بار دیگر ورود و فرصتی برای نشستن بر روی تختخواب دخترانه یا نزدیک آن وجود دارد و با صدای بلند می خوانید، گاهی اوقات به یک چهره پر از تپش و مشتاق، گاهی اوقات به یک شورش لگن به عنوان او حل و فصل. ظرفیت من برای آگاهی، موضوعی باقی مانده است. تا آن زمان، صدای من نیز با سال ها رنج فراوانی داشت، پاداش برای بیش از حد بسیاری از سیگار، فریاد زدن بیش از حد، سوت زدن بیش از حد توپ و سقوط عادی سالم بود، بنابراین به نظر می رسید کمی بیشتر تلاش و فشار نسبت به خواندن آن با صدای بلند قبلا انجام داده بود من کاملا مطمئن هستم که آن را از طریق آن سومین بار با صدای بلند انجام دادم. درست است که من 100٪ مطمئن نیستم که من انجام دادم. احتمالا داستان و یا سکته های گسترده را در هر حال می دانید. در روستای روستای آرام هابیتون در سراسر آب، در یک سرزمین به نام زمین خاورمیانه، یک بی نظیر، بیلبو Baggins، زندگی بی سر و صدا وجود دارد. او دارای یک سرخوردگی عجیب و غریب در او، هدیه ژنتیکی اجداد در شاخه درخت درخت خانواده اش است، اما او عمدتا برای لذت بردن از وعده های شاد و یک لوله خوب است. یک روز، گاندالف، جادوگر صالح، پدربزرگ بیلبو برای سالهای زیادی شناخته شده است، یک تماس تلفنی است و زندگی بیلبوس برتری دارد. گاندالف به یک گروه از دوفوا کمک می کند که در تلاش هستند. آنها به رهبری ثورین اوکینشیلد، پادشاه کوتوله، قصد بازگشت به خانه خود را در داخل کوه تنهایی دارند، به نحوی از محل سماوژ، اژدها که محل اقامت گرفته شده است و از سرزمین و گنجینه باور نکردنی که به طور قانونی آنهاست، به دست می آورند. گاندالف توصیه کرده است که بیلبو به عنوان یک سرقت همراه با گروه باشد. بیلبو، البته، هرگز ...

مشاهده لینک اصلی
فقط شگفت انگیز! سرگرم کننده و فوق العاده ماجراجویی! من بعد از خواندن آن، سه بار فیلم را از این گرفتار کردم.

مشاهده لینک اصلی
برای تماشای یک بررسی ویدئویی از این کتاب در کانال من از ابتدا تا Bookend اینجا را کلیک کنید. اگر نه برای جذابیت غیرقابل تحسین از The Fellowship Ring، Id شروع به خواندن این کتاب را دوباره دوباره در حال حاضر. \u0026 lt؛ 3

مشاهده لینک اصلی
من احتمالا نمیتوانم بررسی کامل را در اینجا بنویسم، چون این فقط برای من عجیب است، اما همانطور که اولین بار آن را خواندید، این موضوع را به همان اندازه دلربا یافتم. در حالی که من هنوز هم این را فقط کمی کمتر از پروردگار حلقه ها، من خوشحالم که من این فرصت را برای خواندن این اولین بار قبل از غواصی را به یک نقل قول از LOTR در سال جاری استفاده می شود. وقتی که من برای اولین بار به عنوان خوانده شده کتاب های Tolkiens حدود 15 سال پیش من تجربه Hobbit تا زمانی که من LOTR به پایان رسید، به طوری که من به احساس من قادر به خواندن این یکی به عنوان مقدمه ای به کتاب دوم. به شدت توصیه می شود به هر کسی که ممکن است هنوز این را خوانده است؛ تکامل جهان و مهارت های داستان نویسی به ندرت همسان است و برای تمام سنین مورد هدف قرار می گیرد.

مشاهده لینک اصلی
ممکن است یک روز به زودی نقد خوبی از Hobbit را بنویسید. در عین حال، من می خواهم این را بگویم: اگر شما یک کودک هستید، باید این را برای معماهای گلومس بخوانید. اگر شما یک بزرگسال هستید، باید این کتاب را بخوانید برای بچه ها (اگر فرزندان ندارید، اجاره کردن وام بگیرید) حداقل یک فرصت برای نقش Gollum.Becuz GOLLUM ROOOLZ !!!!! اینجا را ببینید، او حتی یک جایزه را به دست آورد! (PS: از آنجا که گولوم در این بررسی بسیار قوی است، در اینجا یک ویدیو جالب در مورد نابغهی بازی و CGI است که به ساختن صفحه Gollum وارد شده است.) البته مهمترین دلایل اضافه کردن این به لیست خواندن شما به شدت که آن را به MOOVIEZZZ !! (به روز رسانی: تفسیر در moviez در زیر). ببخشید، اگر دوست دارید kickass مبارزه با الف ها، به ذکر نیست pretty kickass الف ها و برخی از عجیب و غریب خنده دار الف / کوتوله - خوب، پس شما ممکن است فیلم دوم Hobbit بیشتر از کتاب دوست ... آه! قسمت 3 به زودی به یک خانه سینما نزدیک می شود (-ish). من وظیفه من ... و به زودی من یک نسخه از همه moviez، و آنها خواهد شد من MINE، همه من، درست مثل نسخه های منصفانه من از رمان.شب، شما فکر نمی کنم یک نسخه کافی خواهد بود شما اگر بخواهید کتاب فروشی های مورد استفاده زیادی را انجام دهید، نگاهی به نسخه ی نقاشی شده ی کتاب بردارید: درباره ی 3 فیلم توسط پیتر جکسون: من اولین فیلم های 2 را خیلی به یاد ماندنی نمی یابم. به نظر می رسید آن را تقریبا غیرقابل تحمل می کشید، و آن را نیز به من احساس می شد که اگر او کمی داستان اصلی را تحسین می کرد. همه چیز به نظر می رسید مثل زباله عملی، هر چند من شخصا در واقع کاملا از نوسان، تیراندازی، الماس نینجا شمشیر و کمی عاشقانه لذت بردم. اما فیلم THIRD، \"نبرد پنج ارتش\"، در حال حاضر - که خوب بود. من تقریبا از روی صفحه نمایش بزرگ به دلیل متوسطی از دو فیلم اول آن را از دست دادم. اما خوشحال شدم، خیلی ممنونم که واقعا در حال رفتن بودم و آن را می دیدم. سینمایی، بازیگری و ویرایش همه کارها به خوبی انجام شد، اما فیلمنامهنویسی و کارگردانی که واقعا درخشان بود. در اینجا یک داستان شجاعت و بزدل دیدیم؛ از سخاوت؛ از حرص و طمع؛ از عظمت روح و کوچک بودن روح؛ از عشق؛ خودخواهی؛ از برادری از نفرت؛ از بشریت؛ از درد؛ از قربانی کردن؛ از مبارزه؛ از پیروزی های اخلاقی و معنوی؛ از غم و اندوه و از دست دادن، اما مهمتر از همه، پیروزی از نفس است. بله، نبرد پنج ارتش، قطعا چیزی است که عدالت Tolkien را حداقل انجام می دهد و آن چیزی که شادی آن بر روی صفحه نمایش بزرگ است. :) PS. فیلم همچنین به ما آموخت که دورف ها می توانند داغ باشند!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره


 کتاب ستون دنیایم باش
 کتاب سالار مگس ها
 کتاب آقای پیپ
 کتاب ۳۵ کیلو امیدواری
 کتاب هری پاتر
 کتاب مجموعه رمان های روون