کتاب و کسی نماند جز ما

اثر کالین هوور از انتشارات میلکان - مترجم: ساناز کریمی-ادبیات نوجوان

لیلی همیشه این کار را آسان نداشت، اما او هرگز از کار سختی برای زندگی که او می خواست، متوقف نشد. شس از شهر کوچکی در مین که در آن بزرگ شده است، طول می کشد - او از کالج فارغ التحصیل شد، به بوستون رفت و کسب و کار خود را آغاز کرد. بنابراین هنگامی که او یک جرقه را با یک جراح مغز و اعصاب زرق و برق دار به نام ریل کینکاید احساس می کند، همه چیز در زندگی لیلی به طور ناگهانی به نظر می رسد تقریبا خیلی خوب است که درست باشد. ریل استدلال، خشونت آمیز، شاید حتی یک متکبر است. هس نیز حساس، درخشان و دارای نقطه مطلوب نرم برای لیلی است. و راهی که او به نظر می رسد در اسکراب قطعا آسیب نمی زند. لیلی نمی تواند او را از سرش بیرون کند. اما رایلز ناسازگاری را به روابط کامل نگرانی می بخشد. حتی وقتی که لیلی پیدا می کند خود را به استثنای قانون قدمتش نرساند، او نمی تواند کمک کند اما تعجب می کند که چه چیزی او را به این شکل ساخته است. ترکیبی از عاشقانه فریبنده با شخصیت های همه انسانهای دیگر، پایان با ما یک داستان فراموش نشدنی از عشق است که در قیمت نهایی می آید.


خرید کتاب و کسی نماند جز ما
جستجوی کتاب و کسی نماند جز ما در گودریدز

معرفی کتاب و کسی نماند جز ما از نگاه کاربران
عزیزم کالین، من این را درک می کنم که من این بازنگری را به عنوان نامه ای به شما می گویم که لیلی به الن نوشت. نمی فهمم چرا، واقعا نمی دانم آنچه که من می دانم این است که من در تقریبا شش ماه من در Goodreads بوده ام و تقصیر من این است که من اکنون اینجا هستم. بنابراین، اگر من بر روی یکی از کتابهای من ناسزا بگویم و در جایگاه جنین در کف آشپزخانه من قرار بگیرد که به وسیله دینگ دونگ محصور شده است، خوب من آن را به شما محکوم می کنم. من حتی دستورالعمل شوهرم دادم که اگر این اتفاق بیفتد شما را برای لایحه روانپزشکی بفرمایید. در جمعه من هیسترکتومی داشتم. این بدترین روز زندگی من نبود، اما مطمئنا بهترین چیز نبود. یک فصل زندگی من - کاملا احتمالا بهترین فصل - به پایان رسید. عمل جراحی بیست دقیقه طول کشید. بیست دقیقه. آیا می توانید این را باور کنید؟ بیست دقیقه طول کشید تا رحم بیرون آورد که سه بچه زیبا را به مدت بیست و هشت ماه انجام داد. بیست دقیقه برای تغییر زندگی من برای من احساس بدی ندارم، این چیزی نیست که من بخواهم. بدن مجرم باید بیرون بیاید، این را می دانستم. اما این کار را آسانتر نمیکند. این باعث ناپذیر بودن وضعیت هر گونه آسانتر نشد. در تمام صداقت، برای چند دقیقه من فقط احساس یک فصل را به پایان نرسید، بیشتر شبیه یک کل کتاب کت و شلوار. شاید زندگی من از فصلها تشکیل نشده باشد، شاید بخشی از یک دوئت یا سه گانه باشد؟ در هر صورت، بخشی از داستان من تمام شد در عرض چند ساعت، من به آرامی از عمل جراحی بیدار شدم و در یک نقطه به یاد داشته باشم آنجا نشسته و فقط روی کاغذ دیواری در اتاق بیمارستانم خیره شده بودم. رحم من رفته بود. الماس مرو تصویر زمینه در الماس های ابریشمی پوشیده شده است. رنگ های رنگارنگ ترین رنگ، آیا فکر نمی کنید؟ مورو کاملا صورتی نیست نه کاملا مورون. من پیش از اینکه اجازه دهم اولین پارگی سقوط کنم، هفتصد و پنجاه الماس را شمارش کردم. اما من فقط گریه کردم برای از دست دادن بخشی از بدن من، و من گریه برای از دست دادن توانایی حمل بیشتر بچه ها. من گریه کردم چون بعضی از زنان حتی نمی توانند تجربه کنند که چه تجربه ای را تجربه کرده اند. بعضی از زنان هرگز بچه ها را ندارند آنها هرگز احساس نمی کنند که در شکم خود رشد کنند. آنها هرگز نمی بینند که هیولا های کوچک باریک را به سمت این جهان پرتاب کنند. و من این کار را انجام دادم. من باید سه بار این کار را انجام دهم. پس چرا اینقدر ناراحت شدم؟ مشکل من چه بود؟ من باید سپاسگزار باشم، درست است؟ خوشبختم شوهرم به طور صحیح در صندلی نشسته بود، صدای خنک را خیره کرد، اما در برخی موارد گریه های من باید او را بیدار کرده بود. او هم زد و من تنها کاری را کردم که می توانستم انجام دهم ... من کتاب خود را گرفتم. می بینید، روی میز کنار تخت نشسته بودم. من بین صفحات بینی خود را دفن کردم و زمانی که نیمه بهترم از من پرسید که آیا من درست بود، من به سادگی از بالای کتاب خوابیده بودم و زمزمه کردم، @ کالن. او دوباره این کار را انجام داد @ من نیازی به گفتن بیشتر نداشتم، او با کلمات شما آشنا می شد و من خودم را سپاسگزارم. سپاسگزارم که او می دانست که کتاب های شما مرا گریه می کنند و سپاسگزارم که شما به طور سهوا به من اجازه دادید گمراه شوید. و این چیزی است که من انجام دادم. من کتابت را خواندم و ترسیدم گریه کردم وقتی لیلی گریه کرد من گریه کردم وقتی ریل گریه کرد و حتی زمانی که هیچکس گریه نمیکرد، من همواره گریه میکردم، چون من نیاز داشتم و می توانستم و هیچ کس دو بار در مورد آن فکر نمیکرد، زیرا من خواندن داشتم و آنچه را که میخواهم انجام می دادم. این راه خروجی من بود، بهانه ای برای اشک هایی که نمی آمد، اشک هایی که به رغم اعتراضات ناامیدانه من، سقوط کرد. من برای همه لیلی ها در جهان و رایلز گریه کردم. من برای اطلس گریه کردم و من برای کریبس گریه کردم (نام اسم من هیچ نامی از یک خلاء یا یک کرم پودر نامیده نمی شود) اما می بینید، من نمی خواستم گریه کنم. من نمی خواستم ناراحت باشم من سه بچه زیبا دارم که من با تمام قلبم دوست دارم. بدن من کار خود را بسیار خوب انجام داد و این چیزی است که باید افتخار کنیم. اما چرا من افتخار نکردم؟ حقیقت حقیقت من خودم هستم. حتی یک شوهر دیگر هم خواستار یک نوزاد دیگر بودم. من می خواستم یکی دیگر از بچه های زمانی که زنان وجود دارد وجود دارد که نمی تواند هیچ در همه.بنابراین چرا من به شما این را می گویم؟ داستان من چیزی شبیه لیلی نیست. حتی نزدیک نیست اما شاید این ... او چیزی را که او نمی خواست بخواهد. من چیزی خواستم که نمی توانستم داشته باشم. او تصمیمی گرفته بود تا ... زندگی اش را تغییر دهد. به همین ترتیب او نیز تصمیم گرفت که برای او و برای زندگی اش در آن زمان مناسب بود. اما دلیلی که من به شما می گویم این است که برای دو روز من غرق شدم و آن را با ما تمام می کرد. آنچه که من گرفتم زمانی بود که من نیاز به متوقف کردن تفکر ... آنچه را که من گرفتم زمانی که من نیاز به گریه ... و زمانی که من در نهایت کتاب را به پایان رساند و آن را پایین گذاشته بود، آن بود که نه الماس های ابریشمی که من دیدم ... آن بود من بچه ها لبخند می زنند.من سه بچه زیبا لبخند ... و لیلی خواهرم خواهر من. - کربی

مشاهده لینک اصلی
فیزیکی این کتاب به شما عشق می بخشد، قلب شما را پاره می کند و شما را مجبور می کند تا ایده های پیش بینی شده خود را درباره سوء تفاهم بازبینی کنید. این کتاب در حال حرکت است که Ive خوانده شده در یک زمان طولانی است. این کاملا اعتیاد داشت، اما در زمان های بسیار سخت بود. من اغلب گریه نمی کنم، اما این یکی به من گریه اشک بزرگ و چربی داشت. چند روز پس از پایان کار من با ما پایان می یابد و من هنوز در مورد داستان لیلی فکر می کنم. یکی از آن ها با شما قطع شده است. به طرق مختلف، داستان او به من زل زده است. با این حال، این نیز الهام بخش بود. لیلی در یک خانواده مضطرب رشد می کرد. پس از تماشای مادرش سالها از دست پدر او رنج می برد، او به خود می گوید که پوسته هرگز به هیچکس اجازه نمی دهد که با او رفتار کند. او به یک زن قوی و مستقل تبدیل می شود، و در نهایت وحشت از دوران کودکی خود را به عقب می اندازد ... یا به همین ترتیب او فکر می کند. با وجود همه چیز به وعده خود می رسد، لیلی خود را در یک رابطه خشونت آمیز پیدا می کند. رفتار و چرخه خیلی دشوار است که تقریبا نمی توانید باور داشته باشید که اتفاق می افتد. خانم هوور ادعا می کند که خشونت را به روابطی که به ظاهر کامل است، بپوشاند. به طرز ماهرانه ای نوشته شده است که شما نمی خواهید باور کنید که چه چیزی خواندید. من خودم را برای عذر خواهی به کار گرفتم. من نمی خواستم باور کنم که او تغییر نخواهد کرد. برای اولین بار، من می توانستم بفهمم چرا زنان برای سوء استفاده کنندگان بهانه می دهند. من فقط می توانم تصور کنم که چقدر قوی این کشش باید در واقعیت باشد، اگر به شدت احساس یک شخصیت داستانی داشته باشم. من در ترس از لیلی هستم قدرت و اعتقاد او مرا منفجر کرد. من فکر نمی کنم که به اندازه کافی قوی باشم تا کارهایم را انجام دهم. او یک شخصیت شگفت انگیز بود. این کتاب زیبا و دلربا بود. من آن را به همه پیشنهاد میکنم. باید این رو بخونی.

مشاهده لینک اصلی
* Spoilers * من نمی بینم که coming.Which من فکر می کنم کل نقطه است. از آنجایی که پانزده ساله بودم، به خودم قول دادم که قبل از اینکه متوجه شدم که آنها عصبانی به نظر می رسند، هرگز ارتباطی با کسی نخواهند داشت. آیا آنها به نوعی رشد می کنند و از اتاق خارج می شوند، ریه هایشان را می شکند و یا به شدت به دوستدارانشان ضربه می زنند؟ من از کالین هوور با موضوع سوء استفاده برخوردار هستم. این خیلی خوب مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط بین لیلی و مادرش خیلی زیبا و خیلی غم انگیز است. اما بیشتر به دلیل اینکه چگونه آنها درک یکدیگر را درک می کنند بسیار زیبا هستند. برای اینکه کاملا صادق باشم، می خواستم از این کتاب دور بمانم. آخرین کتاب های CoHo که من خواندید \"عشق عاشقانه\" و 9 نوامبر \"من را با خطوط شیک و insta-love-dovey آشنا کرد. اما این فقط یک چیز دیگر است. من دوست داشتم که چطور لیلی را برای چندین سال دنبال می کنم و اینکه چگونه حتی به گذشته اش دسترسی پیدا می کنیم. این نه تنها شخصیت او را بسیار بیشتر سه بعدی \"واقعی، اما همچنین نشان می دهد طرف او او را در غیر این صورت هرگز دیده می شود. او خیلی قوی و عاقل است. بنابراین انگیزه و بلند پروازانه. خوب و دلسوز. من او را دوست داشتم و حقیقت می گوید، من می خواهم او باشم. من فکر می کنم این کتاب واقعا اعتماد من به Colleen Hoover را تجدید کرده است. من تقریبا از خواندن کتابهایش برای همیشه محروم بودم، اما پس از آن منفجر شد و من نیز به این یکی ضربه زدم. بسیار خوشحالم که انجام دادم امیدوارم تو هم همین کار را بکنی. ارزش آن را دارد. PS عنوان یکی از مواردی است که به خوبی شناخته شده است. وقتی نویسنده از جمله جمله در رمانش استفاده کرد، انواع احساسات در داخل من قرار داشت. وبلاگ | یوتیوب | توییتر | نمایش مشخصات عمومی | Google+ | Bloglovinâ € ™

مشاهده لینک اصلی
اگر به من احتیاج دارید، تمام قسمتی از قلب من شکسته می شود. خدایا! شگفت انگیز است که شما چگونه می توانید یک داستان را بخوانید که به طور همزمان جنجالی و زیبا است. صادقانه بگویم، من موفق شدم آن را از طریق این کتاب کامل انجام دهم بدون اینکه یک قطره اشک را از بین ببرم ... تا زمانی که در انتهای یادداشت / تأیید CoHos به پایان رسید و گریه کردم زشت. واقعیت این است که این داستان بر مبنای حوادث حقیقی بسیار حائز اهمیت بوده است، به طوری که او در نوشتنش فریاد زده بود. واضح است که شما می توانید پایان این داستان را تا حدی حدس بزنید، اما اکثریت چیزی که این داستان را خیلی جذاب می کند، سفر آن است. @ End With Us @ موجب شده من به سوء استفاده های خانگی نگاه کنم، به طریقی که قبلا به خود اجازه نداده ام. به عنوان یک جامعه ما سریع تصمیم می گیریم زنان (و مردان) که در روابط خشونت آمیز باقی بمانند بدون در نظر گرفتن این که روند واقعا برای آنها چیست. ما نگاهی کوتاه به وضعیت شکننده ای می بینیم که چقدر فوق العاده دشوار است که یک رابطه خطرناک را ترک کنیم وقتی فردی را دوست دارید که به شما آسیب می زند. من نمی ترسم از ترس از تجربه خواندن برای دیگران خراب شود، اما این کتاب خیلی بیشتر از یک رمان عاشقانه ناخوشایند بود. بسیار توصیه شده! (ممکن است من گریه های زشت را متوقف کنید تا زمانی که شما آن را خواندید.)

مشاهده لینک اصلی
من صادقانه نمی دانم که چگونه احساس می کنم. گاهی اوقات عصبانی هستم و بارها ناراحت هستم. و سپس من هر دو. و بدترین چیز آن است، زیرا جنگی در داخل من وجود دارد و طرف برنده تغییر می کند. چگونه ممکن است که از انکار به غم و اندوه تا خشم تا پذیرش در یک ضربان قلب تغییر کند؟ â € œThere چنین چیزی مانند افراد بد وجود دارد. همه ما فقط افرادی هستیم که گاهی اوقات بدی ها را انجام می دهند. \"من بهترین کار را نکردم که گریه کنم. من احساس خستگی کرد، اما فک را فشردم و مجبور شدم خودم را به خواندن بگذرانم، بیهوده تلاش نکردم لرزهای که از طریق بدنم فرار می کردند. اما زمانی که آخرین فصل آمد و Colleens توجه داشته باشید در پایان، من دیگر نمی توانم آن را بگیرم. من به عصبانیت، اشک گرم، و من سینه ام را بررسی کردم تا مطمئن شویم که قلب من خونریزی نکرده است. داستان لیلی برای تدریس بسیار زیاد بود. من فکر می کنم زمانی که متوجه شدم کمی گرسنه می افتم، گاهی اوقات دوست دارم کافی نیست. با عرض پوزش، خوب، آنها به اندازه کافی برای رفع برخی از زخم ها نیستند. برعکس، آنها را عمیق تر می کند. â € œJust به خاطر کسی که به شما آسیب نمی کند به این معنی است که شما به سادگی می توانید از آنها را دوست داشته باشید. این اقدامات شخصی نیست که اکثرا صدمه دیده باشد. عشق آن است. اگر هیچ دوستی به این عمل وجود نداشته باشد، درد درد و رنج کمتری خواهد داشت. «این با ما پایان می یابد. شخصی ترین و جسارت و دردناک ترین کتاب کالن هوور تا به حال نوشته شده است. سوء استفاده و خشونت خانگی یک موضوع ظریف است و زمانی که متوجه شدم این موضوع اصلی کتاب بود، من فکر کردم که آن را مطالعه نکنم. این یک لحظه از گناه بود، لحظه ای که نمی خواستم این روابط را شاهد باشم. اما من این را به خودم دادم، به عنوان یک فرد و به عنوان یک زن برای ادامه. از آنجا که تظاهر به یک مشکل وجود ندارد، آن را ناپدید می کند. اسپویلر های زیر وجود دارد، بنابراین اگر شما خواندن آن را با ما پایان می یابد، شما احتمالا باید اینجا متوقف شود. â € œFteenteen ثانیه همه چیزهایی که لازم است همه چیز را در مورد یک فرد تغییر دهید. پنجمین. من یکی از افرادی بودم که نمی فهمیدند. افرادی که وقتی از بدرفتاری می شنوند اولین چیزی که به آنها می رسد این است که چرا او او را ترک نمی کند؟ چرا او اجازه می دهد ترس خود را به او هدایت کند و آنقدر خودخواهانه است که باعث می شود فرزندانش شاهد چنین وحشتی در داخل خانه خود باشند، که قرار بود پناهگاه آنها باشد؟ اما چه باید بپرسیم چه چیزی با او اشتباه است؟ به جای اعتراف و تلاش برای توجیه او، ما باید لحظه ای را در نظر بگیریم و درک کنیم که چگونه احساس می کند و تصمیمات دشوار او را می گیرد. رایایل قلب من را به میلیون ها قطعه تبدیل کرد. من عاشق او شدم و آرزو داشتم که کالین این کلمات را حذف کند، این صحنه هایی است که به من آسیب رسانده و ناامید شده اند و اعتقاد من به پایان دادن به خوشحالی است. بخشی از من، بخشی که سعی کردم خفه کنم، بخشی که خجالت می کشم وجود دارد، می خواستم او را تغییر دهم. برای سعی کردن سخت تر، و برای لیلی به او اجازه دهید سخت تر. من، آنها را برای رفتن به قضاوت. در پایان، برای ریل احساس ناراحتی کرد. برای از دست دادن عشق زندگی اش، برای از بین بردن شانس تنها برای شادی. من او را نمی بخشم، من فقط آرزو می کنم که یک جادوگر جادویی همه چیز را بهتر کند. â € œ خیلی گرانش، فشار بر احساسات من. همه چیز shatters.yas اشک، قلب من، خنده من، روح من. شلغم مانند شیشه شکسته، باران در اطراف من. € لیلی یک قهرمان است. او شأن و شجاعت و قدرت داشت. در ابتدا مادرش برای ماندن قاضی کرد، اما شاهد چشمانش از چشمان لیلی چشمهایش را گرفتم، احساس دلتنگی و معضلات او را احساس میکردم، همه چیزهای زشتی که من فکر میکردم پشیمانم. دوست داشتن کسی که به شما آسیب می رساند، شکنجه بیشتری نسبت به اعمال فیزیکی خود است. و لعنت به آن، من رایل را دوست داشتم، و من از کالن برایش نفرت داشتم. من از او متنفر بودم که باعث غم و اندوه من شد و وقتی روحش را به هم ریختم، می خندیدم. کاترینا که این کار را با ما آغاز می کند شخص دیگری از کاترینا است که آن را به پایان رسانده است. قابل احترام، نابود، عاقلانه تر. â € œLife یک چیز خنده دار است. ما سالهاست که زندگی می کنیم، بنابراین ما باید همه کارهایی که می توانیم انجام دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که سال ها به همان اندازه کامل هستند. ما نباید زمان را صرف چیزهایی کنیم که ممکن است فردا یا حتی هرگز اتفاق بیفتد. بخشی از من می خواهم این کتاب خام، قدرتمند، الهام بخش، زیبا و زشت را فراموش کنم. اما بخش غالب، حتی اگر رنج می برد، خوشحالم که آن را بخوانم و آموخته ام. برای هر فردی که وجود دارد، آن را بپرسید. برای هر زن در محل لیلی، سعی کنید با سر و صدا بکشید. به کالین هوور، از شما سپاسگزارم. برای اشتراک گذاری این با ما با من. â € œJust نگه داشتن شنا .â €

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب و کسی نماند جز ما


 کتاب فروخته شده
 کتاب مرد داستان فروش
 کتاب برگزیدگان جوان
 کتاب انجمن رز
 کتاب احتمال عشق در نگاه اول
 کتاب خانه خیابان مانگو