کتاب گل هایی به یاد آلجرنون

اثر دانیل کیز از انتشارات معین - مترجم: مهرداد بازیاری-ادبیات نوجوان

Flowers for Algernon یک رمان علمی تخیلی نوشته شده توسط Daniel Keyes است. داستان یک مرد مبتلا به اختلال ذهنی که تلاش آزمایشی او برای اطلاعات، الگورنون، یک موش آزمایشگاهی فوق العاده ای است. چارلی در نوشته های خاطراتی می گوید که چگونه عمل مغزی IQ خود را افزایش می دهد و زندگی اش را تغییر می دهد. همانطور که روش تجربی اثر می گذارد، اطلاعات چارلیز گسترش می یابد تا آن که از پزشکانی که دگردیسی خود را طراحی کرده اند، فراتر رود. آزمایش به نظر می رسد یک پیشرفت علمی از اهمیت اساسی است - تا زمانی که Algernon وخامت ناگهانی و غیر منتظره خود را آغاز می کند. آیا همین اتفاق خواهد افتاد به چارلی؟


خرید کتاب گل هایی به یاد آلجرنون
جستجوی کتاب گل هایی به یاد آلجرنون در گودریدز

معرفی کتاب گل هایی به یاد آلجرنون از نگاه کاربران
این کتاب همانقدر قدرتمند بود که اولین بار در کلاس هشتم آن را خوانده بود. * من عاشق داستان هایی هستم که شخصیت آن را دقیق تر می کند و دوست داشتم که چگونه Keyes نشان دهنده تغییر شکل چارلیز از @ retardate @ به نابغه بود و چارلی ناگهان متوجه شد دنیای او بهتر است. اما چه چیزی می رود، باید پایین بیاید، و آخرین بخش داستان، دلهره آور است. این داستان سوالات بسیاری را مطرح می کند: آیا اخلاقی است که انسان ها را آزمایش کنند؟ چارلی بهتر از زمانی بود که او هوشمند بود؟ یا سعادت جهل بود؟ من این کتاب را برای همه توصیه می کنم. جهانی شدن و بشریت به داستان چارلیس که باید الهام همدردی داشته باشد وجود دارد. * فکر می کنم معلم ما یک نسخه ویرایش شده را بخواند. چندین مرجع جنسیتی و یک شخصیت کامل داشتم که اصلا به یاد نمی آورم. بسیار عجیب و غریب بود که با بسیاری از داستان ها آشنا شد و پس از آن هیچ حافظه ای از تمام بخش ها نداشت. روز 2014 ژوئن: غم انگیز بودم که یاد بگیرم که کیئیس در این هفته مرد. اما من خوشحالم که این کتاب را در سال گذشته به این نتیجه رسیده ام - این یک داستان قابل توجه است و من اغلب به آن فکر می کنم.

مشاهده لینک اصلی
اگر شما آن را بخوانید، باید. من هرگز این کتاب را دوباره خواندم، گرچه من آن را از \u0026 amp؛ به گاه نگاه کن ضربان قلب آن بیش از حد است. چارلی، عنوان فیلم ساخته شده از این کتاب و \u0026 amp؛ نام قهرمان، عقب مانده است. علم او را همراه با الجنرون، یک آزمایشگاه، به او می دهد. داستان از طریق خاطرات چارلیز و \u0026 amp؛ احساس بسیار شخصی می کند بسیار خوب انجام شده است *** هشدار اسپویلر ***** چارلی به دست آوردن هوش، عشق و \u0026 amp؛ هنوز تسلط سرنوشت او نیست. او یک نابغه و \u0026 amp؛ سپس الجزایران را از بین می برد، دانستن این اتفاق برای او اتفاق می افتد، اما او در خاطرات خود ادامه می دهد. ما از افزایش او و \u0026 amp؛ سپس سقوط او - شگفت آور زده است.

مشاهده لینک اصلی
پاسخ معمول ما به اهمیت آزمون های IQ بسیار جالب است برای تفکر. افراد (اغلب در موسسات آموزشی یا سازمان های آموزشی) اهمیت زیادی برای نمرات IQ افراد دارند. بدیهی است که این نمره به آنها کمک می کند تا در انتخاب نامزدها به عنوان دانشجویان یا کارکنان مناسب برای حرفه خود / نقش / شغل. در عصر فیس بوک و توییتر، اهمیت اعتبار نمرات IQ را می توان به بهترین وجه توسط تعداد افرادی که نمرات خود را از برخی از آزمون های IQ تصادفی گرفته شده در اینترنت دریافت کرده اند، بدست آورند. من نمیخواهم از اینجا اضافه کنم که از روی کنجکاوی، من نیز بر روی یک وب سایت تصادفی که آزمونهای رایگان را ارائه دادم، IQ خود را بررسی کردیم و نتیجه منحصر به فرد من را به میزان قابل توجهی تحسین کرد - لذت ذهن !! از آنجایی که ما این نوع اهمیت را برای نتایج پیوند می دهیم، این بدان معنی است که ما این میل ذاتی را به نظر می رسد یا احساس هوشمندانه تر از همسالان / دوستان / خانواده داریم. یکی از راه هایی که مردم در تلاش برای انجام این کار هستند تمرین و تست های بیشتری است. اما چه می شود اگر ما واقعا می توانیم در یک تکه تکه تکه یا چند ماده تزریقی به اطلاعات هوشمندانه دست یابیم؟ اگر نتيجه مطلوبي را در اختيار ما قرار دهيم، چقدر مي توانيم چنين کاري را انجام دهيم تا بتوانيم کل خط Einsteins را در آزمايشگاه هايمان داريم؟ این چیزی است که رمان گلهای الجنرون را در اختیار دارد. این در مورد چارلی گوردون، شخصیت ضعیف ذهنی است که در نمره IQ بسیار کم است، اما این تمایل دارد تا دقیق تر شود تا افراد بیشتر او را دوست داشته باشند. میل به ریشه هایش در مجازات هایی است که او در دوران کودکی بوسیله مادرش اعمال می کند که به نحوی نمی تواند با ذهنیت چارلی در ارتباط باشد. بنابراین، هنگامی که دو دانشمند که در منطقه به سوی افزایش هوش انسانی از افراد ذهنی پایین تر می آیند، چارلی موافقت می کند که بخشی از تجربه باشد. رمان در روایت شخصیت اول در قالب خاطرات نوشته شده است. چارلی روزنامه های پیشرفت روزانه خود را برای دانشمندان به روز می کند که در مورد او چه می گوید و چه چیزهایی را که در ذهنش می گذارد، فکر می کند. تغییرات در سبک نوشتن چارلی، استفاده از واژگان و ایده هایی که ذهن خود را در طول دوره آزمایش اشغال می کند، به وضوح نشان دهنده دستیابی به نتیجه مطلوب است زیرا چارلی از نمره تقریبا 70 تا تقریبا 200 می رسد. او 20 زبان را می آموزد خود، درک و بررسی مشکلات مختلف تحقیق و تفکر کتاب کل را فقط با نگاه کردن به صفحات. او اضافه می کند، پیش از دانشمندان، کار آزمایش را محکوم به شکست می کرد. او سپس خود را برای غرق شدن در پروژه می گیرد و برخی آزمایش ها را انجام می دهد تا به نتیجه برسند. او الجنرون، آزمایشگاه تحقیقاتی که برای آزمایش مشابه کار می کرد، ربوده و با آزمایش های خودش شروع می کند، زیرا او می ترسد که زمان محدودی با آن IQ بالا داشته باشد. الگرنور در طول آزمایش می میرد و چارلی می گوید که هوشش سریعتر می شود و در نهایت همانند قبل یا بدتر می شود. پایان داستان غم انگیز است. چارلی به IQ اصلی خود رسیده و بعضی اوقات یادآوری نادرستی از چیزهایی است که در میان او اتفاق افتاده است. این موضوع باعث می شود که این رمان استثنایی باشد، نوعی پاسخی است که آن را فرا می گیرد، نوع سوالاتی که شما از آن می پرسید. چارلی، که بعدا شروع به درک موقعیت خود می کند، مشتاق است تا ببیند که او فقط یک حیوان دیگر برای آزمایش مانند الجنرون است، که دانشمندان تنها او را به عنوان یک موضوع تحت هیچ احساس یا احساسات انسانی قرار نمی دادند، که او به عنوان یک انسان قبل از اینکه او هوشمند شود این به شما این امکان را می دهد که سوالات را در کل آزمایش های حیوانات و انسان ها مطرح کنید. این اخلاق چه تأثیری دارد؟ این کار همچنین بیانگر رفتار افراد عادی و حتی خانواده ها نسبت به افراد ذهنی پایینتر است. هنگامی که چارلی خاطرات خاطرات گذشته خود را از دوران کودکی و کار او در نانوایی به یاد می آورد، قلب او را به یاد می آورد که چگونه او را در دست دوستان دوستش در نانوایی درمان می کند. او به یاد می آورد که مادرش چه کسی از خانه خارج شده است و دیگر نمی تواند حضور او را در خانه تحمل کند. به جای مراقبت از صبر و حساسیت بیشتر، او هر بار که اتفاق می افتد چیزی را که او کنترل نداشت، مجازات شد. در حالی که چارلی فرزند بود، مادرش از اضطراب در مورد آینده چارلی رنج می برد، اما در مورد چگونگی دیدن او در جامعه، به عنوان اینکه هوش چارلی باید تنها معیار وضعیت و موفقیت اجتماعی خانواده باشد. هنگامی که او بزرگ شد و خواهر کوچکتر داشت، مادرش تصمیم گرفت که او را به یک خوابگاه (برای افراد ذهنی پایین تر) فرستاده باشد؛ چرا که او نمی خواست سعادت دخترش را خراب کند. چنین افرادی که قادر به انجام کارهایی مانند افراد عادی نیستند یا حتی نمی توانند حتی از خود مراقبت کنند، زمانی که توسط خانواده هایشان بدرفتاری می کنند، چه شانسی برای زندگی شایسته دارند؟ آیا آنها برای مدت طولانی رها شده و یا به بعضی از بیمارستان ها یا خوابگاه ها فرستاده می شوند؟ آیا آنها سزاوار همدلی و عشق هستند؟ در کار ما همچنین رویکرد روانی بین چارلی و چارلی را مشاهده می کنیم به عنوان چارلی از یک IQ بسیار بالا احساس می کند که او دائما در حال watc ...

مشاهده لینک اصلی
وقتی خواندن اندرویدی رویای گوسفند الکتریکی انجام دادم؟ و Childhoodss End، من عمیقا نقل مکان کرد. سپس فریسی سونییل جاشس پوینت آمد که من آنقدر خام و ناامید شدم که درست بعد از اتمام آن، من چند دقیقه زیر پتوهای من گذشتم و به خودم گریه می کردم. به طور طبیعی، من فکر کردم که من هیچ اشک های بیشتری برای کتاب را نپوشانده ام، بنابراین زمانی که من در این زمان با گل برای الجنرون روبرو شدم، به اندازه کافی به اثبات نرسیده بودم. من در یادداشت های پیشرفت خواندن من نگاهی انداختم و متوجه شدم که تمام عمیق ترین احساساتم را در مورد این داستان می ریختم زیرا توانستم پشیمانی هایی را که با برادر من که مبتلا به اوتیسم بود رشد دادم. من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم؛ زیرا از اولویت بدست می آید که چگونه آن را عذاب می کشند، دوست داشتن کسی است که ذهنیتی دارد، اگر نه عاطفی، و نه قادر به بازگشت آن. این رمان فقط به من یادآوری می کند و درونی های دردناکی که بعد از من برای من اتفاق افتاد، شبیه یک غبار بود که نمی توانستم آن را از جریان بیرون بکشم. من هر بار یک بار در حالی که صفحات وب را فقط برای پاک کردن اشک های من استراحت می کنم، و من حتی مجبور بودم برای دو شب فقط خواندن را متوقف کنم، بنابراین من می توانم از راه هایی که تقریبا من را از بین برده بود، فریاد بزنم. گل ها برای الجنرون در دیدگاه چارلی گوردون ، یک مرد مبتلا به ذهنیت در سی سالگی که موافقت کرد تا یک آزمایش انجام دهد تا او @ smart @ را آزمایش کند. گزارش های پیشرفت او در آغاز هفته های پیش از عملیات با خطاهای دستوری و املایی پر شده است تا خوانندگان بتوانند سادگی و ظرفیت ذهنی محدود خود را درک کنند. پس از عملیات، نوشته های او به طور قابل ملاحظه ای تغییر یافته و بهبود یافته اند، نه فقط در ساختار و محتوای، بلکه در این راه، او افکار و احساسات خود را در مورد خود و جهان اطراف او بیان می کند. راه های ناگهانی و ترسناک چارلی شروع به درک خاطرات خود را با خانواده اش در گذشته، و همچنین رفتار کلی همکارانش، به شدت احساسی است. اغلب اوقات من متوجه می شوم که واقعا در عباراتی که نشان می دهد مردم با نیازهای خاص مانند چارلی در زمانی که این رمان نوشته شده است، به شدت عصبانی هستند. این نیز برای من چهره ای بود، با توجه به اینکه من قبلا با برادرم به همان اندازه بی رحم بوده ام و مدتها بود که من را بخاطر چیزهایی که در دوران کودکی من گفته بودم گذراندم. پروسس شخصیت های کلیدی در محدوده و طیف وسیعی از احساسات غم انگیز و عفونی است. خاطراتی از ناامنی های دیگران، کشف خود و خاطرات دردناک است که فقط برای خواننده سخت تر می شود تا برای گل ها برای الجنرونه احساس غرور نکنم. شما می توانید خودتان را در چارلیز خودتان بچرخانید، و جهان برای کسی مانند او در همه جا دوست ندارد. بالاتر از IQ خود، چارلی بیشتر خودخواه و متفکر شد. اما مردم اطراف او دیگر پذیرفتنی نبودند از زمانی که او فقط یک نفر بود. آنها او را برای هوش عاطفی خود در این زمان مجذوب کردند؛ تنها تفاوت در حال حاضر این است که چارلی واقعا می تواند غم و اندوه و بی عدالتی آن را درک کند، زیرا هوش نیز به معنی بارگیری چیزهایی است که شما را تحسین می کنند و نمی دانند. برای اولین بار در سالها، چارلی واقعا احساس کرد که او تنها بود و ناخوشایند بود. واقعا ادعا نکردم که وقتی در حال خواندن بودم، خیلی سخت گریه کردم. برای من خیلی زیاد بود. آن را مانند من می خوانم آنچه را که برادر خودم می گوید اگر بتواند تنها چیزهایی را که مردم عادی انجام می دهند، درک کنند. و اگر او هرگز می توانست و با من در مورد آن مواجه می شد، من برای خیلی از چیزهای بد که زمانی که بچه بودیم، از خودمان خجالت می کشیدم. فقط در مورد آن فکر می کنم در حالی که من خواندن آن تبدیل شد بسیار فلج کننده است که من باید از خواندن به طور کامل برای آن شب. آن را به عنوان اگر گل برای الجنرون آینه است، و آن را به من نشان داد که کاستی های من در Id Identity rather than دوباره زندگی می کنند و دوباره فکر می کنم. نگاهی به بازتاب هایی که از آن ارائه شده بود خیلی ناراحت بود. من نمی توانم بیان کنم که چگونه این اثر داستان به برخی از دیدگاه های شما در زندگی شما هم تغییر خواهد کرد، حتی اگر شما خود را در چارچوب شخصی خود قرار ندهید. این یک داستان مهم است زیرا می تواند باعث شود خوانندگان آن احساس کنند که باید چارلی را از کسانی که به او آسیب می رسانند نیز محافظت کنند. من امیدوارم پس از اتمام این کتاب و با فردی مانند چارلی خودتان را ملاقات كنید، شما با شخصیت و مهربانی با آن شخص برخورد می كنید، زیرا این همه چیزی است كه آنها تا به حال نیاز داشتند تا در شرایط سخت زندگی ما زندگی كنند. دوباره که من تنها چیزی که فرانسیس در زندگی خود داشته است، و من انجام خواهد داد هر آنچه که لازم است برای حفظ او را شاد و امن است. توصیه شده: 10/10 * یک تقدیر دلسوز و غم انگیز و جشن زندگی؛ یک اثر ادبی ارزشمند به معنای حفظ است.

مشاهده لینک اصلی
4.5 من در یک روز یک کتاب را بخوانم، اما وای ... این کتاب مرا ناراحت کرد!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گل هایی به یاد آلجرنون


 کتاب النور و پارک
 کتاب داغ ننگ
 کتاب آخرین تک شاخ
 کتاب درختی در بروکلین می روید
 کتاب بابا لنگ دراز
 کتاب هابیت یا آن جا و بازگشت دوباره